الشيخ محمد علي الگرامي القمي
61
لو لا على (ع) (فارسى)
على ( ع ) بود كه اگر ازجهاد مىگفت خودش هم در صحنهى جنگ بود از عبادت خودش اول عابد بود ، اسماء فعلى ، خود وجودند . در اينها هم همان درجهبندى كه در اسماء تو صيفى است ، هست از نظر اعظم و غير اعظم بودن ، تمام اهل بيت ( ع ) انتظار آقا امام زمان را كشيدند ، از يك نظر مىشود به او گفت : اسم اعظم ؛ به خاطر توسعهاش ، همهى عالم را زير پر مىگيرد ، به خاطر دوام امامتش ، به خاطر زجرهاى دائمى كه در مسير خدا متحمل مىشود ، نسبت به اوضاع و احوال شيعه و جهان ، امام است ، خوشى و ناخوشى ما در او عكس العمل دارد ، گذشته از اين كه از نظر باطنى ، وقتى قلب ناراحت است ديگر اعضا ناراحت مىشوند ، آنها كه قلبشان به آن قلب وصل است حالات او در آنها منعكس مىشود . اينها معلولند ، قلب امام علت است ، « يحزنون بحزننا و يفرحون بفرحنا » معنايش همين است ، آن قلب مى لرزد كه اين قلبها هم مىلرزند ، بالاخره شيعه هر ناراحتى داشته باشد در آنجا انعكاس دارد ، از اوضاع جامعه بشرى او محزون است و همان حزن در شيعه حقيقى انعكاس دارد ، به خاطر اينها و خيلى جهات ديگر از يك نظر ، امام زمان ( عج ) اسم اعظم است ، ولى از جهتى ،